محمد تقي جعفري
13
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
چنان كه از تواريخ بر مىآيد نسبت هر دو مرد به شخصيت برجستهاى منجر مىگردد . بنا به نقل فاضل محترم ارجمند كتاب ( بىنوايان ) ( 1 ) « ويكتور هوگو خود در نامهاى كه در 1829 به بوردونه وزير داخلهء شارل دهم پادشاه فرانسه براى امتناع از دريافت مستمرى از اين پادشاه نگاشته است مىنويسد : « در خانوادهء من كه از 1531 عنوان نجابت داشته است . . . » و نيز خود ويكتور هوگو ضمن بسيارى از آثارش به قدمت و اصالت خاندانش اشاره كرده مثلا در جلد اول بىنوايان از اسقف ( پتولماييس ) نام برده و او را عم بزرگ خود ناميده است . بعد در قسمت ( واترلو ) ، در همين كتاب به مناسبت قلعهء ( اوگومون ) نزديك جنگ واترلو گفته است كه اين اسم اوگومون در زبان لاتين « هوگومون » است و اين ناحيه به اسم يكى از اجداد او نامگذارى شده است . » ( 1 ) پدر او هم ژنرال هوگوى معروف است . جلال الدين مولوى نيز مطابق گفتار تذكره نويسان نسب درخشانى داشته و بنا به گفته شيروانى در ( بستان السياحه ) : « ابا عن جد از علماى نامدار و عالى مقدار و از فضلاى كبار آن ديار بودند . » عصر تولد هر دو شاعر تقريباً از دوره هاى پر غوغا بوده است ، ويكتور هوگو زمان تولد خود را چنين توصيف مىكند : « اين قرن دو سال داشت ( از قرن نوزدهم دو سال گذشته بود ) رم جاى اسپارت را مىگرفت از زير جلد بناپارت ، ناپلئون ظاهر مىگشت قنسول اول بود ، اما پيشانى امپراطوريش اين نقاب تنگ را در هم مىشكست . در چنين موقع در بزانسون شهر قديم اسپانيايى ، مانند حبهاى در معرض يك تند باد از نژادى در عين حال
--> ( 1 ) آقاى حسين قلى مستعان . . ( 1 ) بىنوايان ، ج 1 ص 10 ، شرح زندگى ويكتور هوگو به قلم آقاى مستعان . .